زير بارون تو خيابون
زير ابرهاي آسمون
يه غريبه
توي دشته چرا منت مي كشه
كسي كه از اون نخواسته![]()
شعر
زير بارون تو خيابون
زير ابرهاي آسمون
يه غريبه
توي دشته چرا منت مي كشه
كسي كه از اون نخواسته![]()
يه روز يه ترك خط شير ميكنه
شير مياد فرار ميكنه
ناصر
ـ2×2چند تا گردوميشه
شاگرد:آقا بگم 4تا
ـ آفرين پس بياو 4تا گردو بگير
فرداي آنروز
ـ بچه 1×1چند تا ميشه
شاگرد :آقا بگم يك گوني مي شه
ناصر
يه روز يه ترك ميفته تو دره گيم اور ميشه
ناصر
يه روز شاگرد ميپرسه :
پدر باوضعي شلخته و كبودي زياد
روي گونه اش وارد كلاس ميشه وميگه :
يعني اينكه بچه كاري ميكه كه آآآخ
زن شوهرش را بيرون كنه اونم چي
آآآآآآآخ با ضرب زور! محمد
يك روز از يك نفر ميپرسند كه فيل سياه را با چي مي كشند؟
-مي گه نمي دانم
جواب _خوب با تفنگ فيل سياه كش
-حالا فيل قرمز راچي؟
-نمي دانم
_خوب دماغشو ميگيرن كه سياه شه
- حال فيل سبزو چي
- نمي دانم
_خوب يه كاري ميكنن خجالت بكشه تا قرمز شه
- حالا فيل زردو چي اينم نميداني
_خوب كاري مي كنن بترسه تا شبز شه ديگه
ناصر
كاش عاشق بودم عاشقي مي كردم
زين درد زمانه درد نمي كشيدم
درفراسوي زمان كاش بودم
زمان ديدار كاش بودم
آرزوي هر انسان كاش بودم
اسرار عزل كاش بودم
محمد
كاش عاشق بودم عاشقي مي كردم
زين درد زمانه درد نمي كشيدم
درفراسوي زمان كاش بودم
زمان ديدار كاش بودم
آرزوي هر انسان كاش بودم
اسرار عزل كاش بودم
محمد
علي
هرچه بگويم همه در وصف تو بود
هركسي كه بر مزار تو بود گلستاني زتوبود
خنجر برقلب پيري زد هركه غير تو بود
دهليز خونم هرچه بود مي فشرد زغم نبود تو بود
عاشقان
بر سر عاشقان
كسي صدازد!!
از غم غربت آسمان
صداي پاي رهگذر
جشن غريب حزنستان
از آن سوي دشت
در غم لايتناه
جوانه خواهيم زد
در طلألو عشق
خاك تجلي يافت
داربد من زيباست
عاشقان بپا شويد
شراب عشق سازيم
تاكه مردم
در اين آه افسون يقينبمانند.
باز كوبيد هاون مستانگر ناداني
بر سر اين
نقاشي گل سرخ لبيك
۲۰/۱/۸۴
خواهم مرد
بر بيشزار خواهم مرد
اگر انسانيت بميرد
مه كند مرا مست زخرمن بار
ولي زود مي گذرد زبيشزار
باد احساس لطيف روز هاي شيرين
ياد صداي پاي آفتاب عشق در خزان
من چه كنم زبي كرانه
به ابن درد بي بهانه
آفتاب چه سوزان آمدي
گريان همچو باران آمدي